تبليغاتX
آن باغچه ی کوچک خانه ی قبلی
روایتی است آهسته و آهسته از گذر روز ها

راستش را بخواهيد نمي خواستم درباره­ ي سياست بنويسم، دوست داشتم درباره­ ي روزمرگي هايم حرف بزنم اما آنقدر کامم تلخ شده بود که  ديگر خجالت مي کشيدم دوباره از روزهاي بد روايت کنم. مي خواستم تمرين کنم که آيا مي شود دور از هياهوي سياست ايران و دانشگاه و .. نوشت و صد البته دور از لحن آنگونه غم زده، که نشد.

در حلقه ي مرده در جنين "آسمان" که قرار بود حلقه اي از وبلاگ هاي دانشجويي باشد و خداوند رفتگان شما را نيز بيامرزد، پستي داشتم با نام "براي لبنان کلاه هايمان را برداريم ... زنده باد مقاومت" که امروز خيلي يادش افتادم. بي دليل هم نبود چون از ظهر اين کانال به آن کانال مي کردم تا شرح کامل تري را از مبادله ي اسرا درک کنم و ذهنم کاملا درگير جنگ 33 روزه يا به قول عرب ها جنگ تموز بود. گذر از اينکه اين تبادل گسترده و اين شادکامي ملي، محصول رويکرد کلان حزب الله است يا نه]که جواب اين حقير قاطعانه مثبت است[ نکته ي عجيبي که انتظارش را نداشتم بهانه ي اين نوشته و يادآوردن آن متن شد.

امروز تلويزيون العربيه حتي با پوشش زنده ي خرده اتفاقات جهان عرب قصد داشت عدم توجهش به رخداد تبادل اسرا را فرياد بزند و اين براي من که ساعت ها برنامه ي العربيه را تحت عنوان خبري "انقلاب حزب الله" ديده بودم و تمرکز اين رسانه ي معتبر عربي را بر دوران بعد از اميل لحود و صندلي خالي رييس جمهور به يادم دارم، خيلي شگفت آور بود که از کنفرانس گفتگوي اديان چيزي بشنوم ولي از تبادل اسرا نه. در صورتي که الجزيره ي عربي و بخصوص الجزيره ي انگليسي، بي بي سي جهاني و عرب، حتي فرانس 24 و طبعا العالم و پرس تي وي، ساعت ها قبل از تبادل، با پوشش زنده ي مرز زميني و همچنين فرودگاه بيروت به استقبال اين رخداد رفته بودند.

اين، نوع سليقه ي ما در نگاه به رخدادها نيست که به آن اهميت مي دهد بلکه روايت صرف اتفاق مي تواند يک هدف تمام عيار باشد وراي تفسير ما از اين رخداد. در آن متني هم که براي وبلاگ سابقم نوشته بودم با اين مشکل ارتباط با مخاطب روبرو بودم که چگونه مي توان با حفظ ماهيت انتقادي، به تمجيد از يک تصميم و يا يک رخداد پرداخت. در جايي از آن متن نوشته بودم:

 " بايد قبول کرد تمام دنيا را نمي توان با يک پارامتر تحليل کرد، لبنان و اتفاقات تاسف بار بشري آن عرصه کينه توزي هاي ما ايرانيان و حاکمان ما نيست. گروهي که پديدآورنده ي بزرگترين خاطره ي ملي يک کشور است نمي تواند يک عروسک کوکي باشد."  

از اين خوشحال بودم که رسانه هاي عربي مسير تازه اي را در خاورميانه حتي بر روي شهروندان غير عرب نيز گشوده اند ولي امروز العربيه اميد هاي يک شهروند ايراني را براي خاورميانه اي امن تر و البته آزاد تر، کم رنگ کرد. البته در خاورميانه صحبت از  اميد هاي يک شهروند به شوخي شبيه تر است ...

حال اگر مسببين اين قائله ي تبادل با اسراييل، وليد جنبلاط، يا دکتر سمير جعجع و يا حتي حريري کوچک بودند، واکنش العربيه به همين سردي بود که ديديم.

بگذريم ... ديدن مراسم فرودگاه بيروت در استقبال از سمير القنطار و چهار اسير ديگر و سخنراني به يادماندني ميشل سليمان و حضور سعد حريري و نخست وزير سنيورا و ديگراني از طيف 14 مارس، به شخصه براي من بسيار جذاب بود.

اميد دارم لازم نباشد بگويم که انتقاد از العربيه به معناي علاقه مندي به شيوه ي اطلاع رساني شرم آور شبکه ي خبر و رسانه هاي ديگر حکومتي فارسي زبان نيست، هنگامي که به جاي شنيدن يک خبر مجبوريم بيانيه ي سياسي گوش کنيم، لزومي نمي بينم درباره ي ابتذال در اداره ي رسانه اي همچون شبکه خبر، وقتي بيش از اين تلف کنيم.

باز خبر بدي بر در ايستاده، دوست اين چند سال: محمد هاشمي و همچنين سرکار خانم بهاره هدايت از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، دوباره اما اين بار به بهانه اي مبهم تر از پيش، بازداشت شدند. تنها مي شود آرزو کرد. برايشان دعا مي کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 1:51  توسط نوید  | 

 

 

 

قصد کرده ستند اين گلپاره ها
که بپوشانند خورشيد تو را
در دل که لعل ها دلال توست
باغ ها از خنده مالامال توست
   

 

نوشتن براي داستاني که يک سويش پيامبر است و سوي ديگرش سوداي چند انسان بي مايه کار سختي است . توان هضم اين حماقت و  ناسپاسي ، دشوار و مدح آن انسان هميشگي : دشوار تر . بي ترديد باور اين بي آبرويي ممکن نيست که البته تکرار گاه به گاه اين بي شرمي از باور ناپذيريش نمي کاهد ، ابدا ...

اين زخم بر آزادي است حال در هر جاي اين زمين ، اين زخم بر باور هايي است که تنديسش محمد است ، اين زخم بر پيکر ماست ، بر زمانه ي ما .

اين شور بختي ماست ، در ميانه ي آتشي ايستاده ايم که ناآگاهي و بي مروتي جانش مي دهد و غيرت  خرد رميده ي ما دمش . کاش مي شد سزاوار پيامبر و خاندان پاکش بر اين بي شرمي تاخت و دليري کرد ، گاهي تصور مي کنم سکوت شايسته تر است .

 اين بام دو سو دارد به مانند هميشه و ما تاويل هميشگي سقوط از اين بام .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:41  توسط نوید  | 

وب سایت های فارسی زبان ترجیح می دهند تخمه ای بشکنند و روزنامه ها هم مدتهاست سیزده ای در می کنند و سبزه ای گره می زنند . شاید بختی باز شود .

 و در این فاجعه ی تعطیلی ممتد - که همگان معترضند اما رخصت نمی دهند حتی یک روز از نوستالژی ایام سیزده روزه و پیک های شادی حل نشده کم شود – بی شمار اتفاقات شگفت بغل گوشمان دچار عارضه ی کم توجهی شده اند و در آستان آسیب روحی  و حال عصب .

داستان ملوانان و تفنگداران بریتانیایی را به چند پسته فروخته ایم و قطعنامه و بیانیه شورای امنیت را هم گذاشته ایم تا خاله و عمه ای ناراحت نشده به بازدید برویم و بعدا بخوانیم و نظری بدهیم در آن دقایق حوصله سر رفته ی میهمانان غریبه .

مملکت دود می شود و مردم ما هنوز در ترافیک چالوس باران زده مانده اند .

بیایید کمی فیلم سانسور شده نگاه کنیم .

من بادام آجیل را بیشتر دوست دارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 2:16  توسط نوید  |